تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

پدر

    طبق معمول مامانم بابامو صدا زد که بیاد دره شیشه سس رو باز کنه


    پدرم بعد از کلی کلنجار رفتن نتونست دره شیشه سس رو باز کنه


    مادرم منو صدا زد و منم خیلی راحت درش رو باز کردم و به بابام گفتم : اینم کاری

    داشت


    پدرم لبخندی زد و گفت :


    یادته وقتی بچه بودی و مامانت منو صدا میزد تو زود تر از من میومدی و کلی زور

    میزدی تا دره شیشه سس رو باز کنی ؟؟؟!!!!!

    ... ... ... ... یادته نمی تونستی ...


    یادته من شیشه سس رو میگرفتم و کمی درش رو شل میکردم تا بازش کنی و

    غرورت نشکنه ...


    اشک تو چشمام جم شد ...


    نتونستم حرفی بزنم و فقط پدرم رو بغل کردم !


    این مطلب تا کنون 64 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 2 اسفند 1391 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : , , ,

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 27 مهر 1396

  • تعداد وبلاگ :55487
  • تعداد مطالب :159473
  • بازدید امروز :274907
  • بازدید داخلی :25193
  • کاربران حاضر :191
  • رباتهای جستجوگر:375
  • همه حاضرین :566

تگ های برتر